امروز

پنج شنبه, ۳ خرداد , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۴:۴۲ بعد از ظهر

سایز متن   /

 لذت فوتبال را به ما برگردانید

(مشهدنیوز) – نفس‌بریده‌گانیم. دو سه هفته‌ای پس از سیل افشاگری‌ها و اتهام‌های ریز و درشتی که درست یا نادرست، خواب را از چشم شب زنده‌داران دوشنبه‌ها ربوده، آن‌چه عجیب به نظر می‌رسد بی‌عملی و انفعال عمومی حاکم بر جامعه است. به طرز شگفت‌انگیزی، صدا از هیچ نهاد مسئولی در نمی‌آید. آوار اتهام‌ها، با رقم‌ها و عناوین درشت روی سرمان ریخته و انگار نه انگار. متهم و مدعی، در مسابقه‌ای ظاهراً بی‌سرانجام، گذاشته‌اند دنبال هم و هی می‌دوند تا وقتی دوباره برای ارائه مستندات موهوم‌شان پیدا کنند. از دوشنبه‌ای تا دوشنبه دیگر. انگار که همه ارکان مملکت، باقی روزهای هفته را تعطبل باشند. زیر سنگینی پرده‌های برافتا‌ده‌ای که پشت و روی چرک‌شان حال به هم زن شده، هم تو مانده‌ای و هم من و کجاست دستی که نه به یاری ما، که به احقاق و جستجوی حق برآید؟

 

 

زمستان است و چه بد زمستانی. داغ‌ترین خبرها، بدترین‌ها هم هستند. لذت، گمشده فوتبالی است که در کشمکش مدیران و ناپدری‌های متمول زار می‌‌زند. همه‌ شوری که باید پای سانتر و تکل و هد، پای تخته‌های ۲-۴-۴ و عمق و عرض و پاس می‌گذاشتیم، همه دعواهایی که باید سر هند و آفساید و خطا می‌کردیم و همه حظی که باید از گذاشتن پای بازیکن‌مان به کمر توپی می‌بردیم تا شوت شود و ووووپ برود تو سه کنج دروازه، دارد به پای دعواهای زرگری و آدم‌های فالش‌خوان هرز می‌رود. این دعواها، حتی اگر ناگزیر باشند، چنان دور از ساحت بازی برگزار می‌شوند که کشف ارتباط‌شان به فوتبال بماهو فوتبال، حتی اگر مجسم شود، بیهوده می‌نماید. زیبایی بازی، در سرمای زمستانی چنین، به حاشیه رفته و چشم و علاقه‌مان، آلوده به قضاوت‌های غبارآلودی از این دست شده که طاهری یا هدایتی؟ کدام‌ یک کمتر دروغ می‌گویند.

 

 

نماینده مجلس، وسط دعوای مفصلی که هفته‌هاست طول کشیده و احتمالاً آن‌قدر هم طول خواهد کشید تا به سرانجامی نرسد، روی خط نود می‌آید و پس از اشاره تلویحی به تهدید جانش از سوی یکی از طرفین دعوا تصریح می‌کند که «مملکت حساب و کتاب دارد». ما؟ خب نه تنها فرض را بر صحت این می‌گذاریم که ته دلمان خدا را هم بابتش شاکریم. اما سوالی که رهایمان نمی‌کند و دردی که می‌کشدمان، این است که کجایند این حساب‌رسان و کتاب‌دان‌ها؟ چرا کسی سراغ این متهمان نمی‌رود و چرا قضاوتی در کار نیست؟ رقم پول‌های گمشده دقیقاً باید چند صفر داشته باشد و چقدر باید هاج‌ و واج به تلویزیون چشم بدوزیم و سایت‌ها را اسکرول کنیم تا مگر دستی در جستجوی حقیقت، ترازوی عدالت را میزان کند؟

 

 

مهم‌تر اما، چیزی دیگر. این که دوست داریم دست‌های آلوده از فوتبال برداشته شود و ته هر دعوا، حق به حق‌دار برسد البته جای خود. این که آرزوی‌مان قطع ریشه گدایی و گداپروری در فوتبال است هم بماند حالا؛ لابد برای وقتی که دغدغه قاضیان ملک دست‌کم رفع اتهام از شخص خودشان نباشد. آن‌چه که ما می‌خواهیم، چیز شخصی‌تری است: لذت. لذت فوتبال را به ما برگردانید. بگذارید همین چیزهای کوچک، یک پاس توی درِ دفاع حریف، یک تکل بلند وقتی خواب چمن را می‌خواباند، یک کاشته که می‌خورد به نوک انگشت دروازه‌بان و می‌ساید به تیر و بیرون می‌‌رود؛ بگذارید با همین‌ها خوش باشیم. آرزوی عبثی است اما کاش یکی بیاید و کاری کند. بی‌هوا فریادرسی برای ناگهان اتفاقی؛ که فوتبال را بپالاید و حواس‌ها را از غبار این دعواها به طراوت چمن برگرداند.‌

 

یادداشت از عیسی عظیمی، همشهری ورزشی

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تراپیکتراپیکتراپیکتراپیکطراحی سایتتراپیکتراپیک