امروز

پنج شنبه, ۲۹ شهریور , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۷:۱۵ قبل از ظهر

سایز متن   /

گفت‌وگوی مجید انصاری با «اعتماد» درباره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

هیچ‌وقت نماد راست سیاسی تلقی نمی‌شد

مشهدنیوز/«مجمع روحانیون از ابتدا نسبت به آیت‌الله هاشمی تقارب فکری بیشتری داشت؛ البته به این معنا نیست که در همه جا وحدت نظر داشت؛ نه، اختلاف نظرهایی هم وجود داشت که در آن موقع بعضی از این انتقادات در روزنامه سلام منعکس می‌شد، گرچه روزنامه سلام ارگان رسمی مجمع روحانیون مبارز نبود، ولی چون آیت‌الله خوئینی‌ها آن را اداره می‌کردند، به نوعی نزدیک به مواضع مجمع محسوب می‌شد. به همین سبب ما هم در دور اول ریاست‌جمهوری ایشان با اینکه عضو جامعه روحانیت مبارز بودند، رسما از آیت‌الله هاشمی حمایت کردیم. در دور دوم، مجمع به عنوان تشکل تصمیم گرفت که از کسی حمایت نکند، ولی اعضا را آزاد گذاشتند که اگر خواستند، از کسی حمایت کنند.» مجید انصاری گرچه به انتقادات جریان چپ در دهه ٧٠ اشاره می‌کند با این حال معتقد است همان روزها هم مجمع روحانیون مبارز جزو منتقدانی نبوده که هاشمی را عالیجناب سرخپوش بداند. البته حمله و همجه علیه هاشمی را مختص چپ سیاسی آن زمان نمی‌داند و خاطراتی از راست افراطی قم‌نشین می‌گوید که در سخنرانی هاشمی اخلال ایجاد کرد. شاید از همین رو تعبیر «نماد راست سیاسی» در مورد هاشمی را نمی‌پذیرد. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در گفته‌های مجید انصاری که سال‌ها در مجمع تشخیص به ریاست او حضور داشته مصداق و نمادی از مدیری غیرسیاسی است. کسی که گرایش‌های سیاسی‌اش در تشخیص مصلحت نظام دخیل نبود و آنچه خروجی روزهای حضورش در مجمع بود مبتنی بر فقه پویا است.

در فضای سیاسی امروز خلأ آقای هاشمی چقدر احساس می‌شود؟

مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در تاریخ معاصر ایران به‌خصوص در تاریخ انقلاب اسلامی شخصیت جامع و اثرگذاری داشتند، به نحوی که هنوز نبود ایشان ناباورانه تلقی می‌شود و این روزها خلأ وجودی‌شان کاملا آشکار و محسوس است. نبود شخصیت‌های بزرگی مثل آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که مستمر در عرصه‌های مختلف اثرگذار بودند، زمان مشکلات و در مقاطع حساس که کشور نیاز به اندیشه و فکر آنها و جامعه نیاز به پشتیبانی آنها دارد؛ بیشتر حس می‌شود. در آستانه سالگرد ایشان کاملا نبودشان در عرصه مدیریت و عرصه سیاستگذاری کشور و هدایت افکار عمومی به سمت و سوی آینده‌ای امیدبخش‌تر و روشن‌تر سنگینی می‌کند.

با توجه به شرایطی که کشور در یکی، دو هفته اخیر داشت، فکر می‌کنید اگر آقای هاشمی در قید حیات بودند، چقدر در تلطیف این فضا نقش داشتند؟

در رابطه با این حادثه خاص نمی‌شود پیشگویی کرد یا بر اساس مفروضات صحبت کرد، چون هر حادثه‌ای مختصات خودش را دارد، ولی آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به لحاظ احاطه‌ای که بر مسائل اجتماعی و مدیریتی کشور داشتند و تجربه طولانی‌مدتی که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در حوادث بزرگی مثل شکل‌گیری انقلاب در سال ۵٧-۵۶ و قبل از آن در شرایط دشوار سال‌های ۴٣-۴٢ و دوران تبعید حضرت امام و خلأ حضور مستقیم رهبری در عرصه هدایت انقلاب اسلامی و بعد هم در دوران جنگ و مشکلات بعد از انقلاب داشتند، تکیه‌گاه بسیار مطمئنی بودند. در زمان حضرت امام برای مسوولان کشور و بعد از رحلت امام برای رهبری انقلاب مشورتی کارگشا داشتند. در زمان مسوولیت خود نیز مسوول تصمیماتی که می‌گرفتند، بودند؛ چه در جنگ یا ریاست‌جمهوری، در مجلس، تحلیل‌های ایشان، صحبت‌هایی که ارایه می‌کردند برای جامعه و برای مردم، بسیار روشنگر، راهگشا و امیدآفرین بود. به هر صورت من فکر می‌کنم اگر ایشان بودند در همه ابعاد، ازجمله این حوادث می‌توانستند راهنما و تکیه‌گاه مناسبی برای مسوولان کشور و برای جریانات سیاسی باشند.

شما از ابتدا عضو مجمع روحانیون مبارز بودید و احتمالا از نزدیک در جریان فرآیند جدایی جامعه از مجمع شرکت داشتید. زمانی که بحث انشعاب در جامعه روحانیت مطرح شد، آقای هاشمی نظرشان در این مورد چه بود؟ خاطرتان هست هیچ‌وقت صحبت و بحثی در این مورد از ایشان شنیده باشید؟

من چون عضو جامعه روحانیت مبارز نبودم، دقیقا در جریان جزییات مسائل و مباحثی که در جامعه روحانیت بین اعضا مطرح شد نیستم، اما به عنوان یکی از اعضای اولیه مجمع که از ابتدای شکل‌گیری آن حضور داشتم، می‌دانم که اختلاف نظرهایی در زمینه مسائل اقتصادی و سیاسی، بین اعضای جامعه روحانیت مبارز وجود داشته که در آستانه انتخابات مجلس سوم تشدید شده بود. این اختلاف‌نظرها در جریان تنظیم فهرست کاندیداهای تهران به اوج خود رسید. به هر حال برخی آقایان؛ عضو جامعه روحانیت مبارز نبودند، ولی سه، چهار نفری که عضو جامعه روحانیت مبارز هم بودند نتوانستند راجع به موضوعات سیاسی و اقتصادی، به‌خصوص راجع به انتخابات به توافق برسند، با مشورت حضرت امام که از طرف حاج احمد آقا هم انجام شد، به این جمع‌بندی رسیدند که یک تشکل سیاسی مستقلی را تحت عنوان مجمع روحانیون مبارز تهران بنیان گذارند که با تایید و اقبال امام مواجه شد. حدود ٣٠ نفر از روحانیون هم‌فکر و هم‌جهت که بعضا عضو جامعه روحانیت مبارز هم بودند و تعداد زیادی از آنها هم عضو نبودند؛ همراه با هفت، هشت نفر از اعضای دفتر امام این تشکیلات جدید را تاسیس کردند. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در همان زمان هم مشی میانه و اعتدالی داشتند، مباحثی که در جامعه روحانیت مبارز شکل گرفته بود، به نوعی تفکرات مرحوم آقای هاشمی به تفکر آقای کروبی یا موسسین مجمع روحانیون مبارز نزدیک‌تر بود تا برخی از افراد تندتر درون جامعه روحانیت مبارز. با این حال مرحوم آقای هاشمی عضو مجمع روحانیون مبارز نشدند؛ ایشان همچنان در مجمع جامعه روحانیت مبارز بودند. آن زمان خود آیت‌الله خامنه‌ای بودند، مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی، مرحوم آیت‌الله انواری و برخی افراد دیگر در جامعه روحانیت مبارز حضور داشتند اما بعدها درمورد موضوعات دیگر مشخص شد که زاویه دیدگاهی در مسائل اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست داخلی و… بین ایشان و جامعه روحانیت وجود داشته و وجود دارد.

هیچ‌وقت صحبتی در مورد پیوستن آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به تشکیلات مجمع روحانیون مبارز مطرح نشد؟

خیر. همان اوایل انشعاب آیت‌الله هاشمی و آیت‌الله خامنه‌ای نظرشان این بود که خوب است، دو تشکیلات دوباره با هم ادغام شوند. مرحوم حاج احمدآقا هم خیلی تلاش داشتند که این دو تشکیلات ضمن اینکه مستقل هستند، با هم بیشتر کار کنند، لذا یک جلسه مشترک هم در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای چون آن موقع رییس‌جمهور بودند، بین جامعه روحانیت و مجمع روحانیون تشکیل شد؛ بحث‌های خوبی هم در آن‌جا صورت گرفت و قرار شد ضمن حفظ استقلال دو تشکل، جلساتی راجع به موضوعاتی با هم داشته باشند.

این نشست مربوط به چه سالی است؟

تاریخ دقیق در خاطرم نیست، ولی فکر کنم نیمه دوم سال ۶٧، چون مجمع سال م۶٧ تاسیس شد.

یعنی همان اوایلی که انشعاب اتفاق افتاد؟

چند ماه از انشعاب گذشته بود که این جلسه تشکیل شد، دو نفر هم از طرفین انتخاب شدند که با دستور جلسات ماهانه یا مثلا دو ماه یک بار یا کمتر و بیشتر را تنظیم کنند و جلسات مرتب تشکیل شود، ولی این اتفاق نیفتاد. از طرف جامعه روحانیت، آقای محسن شبستری انتخاب شدند و از مجمع هم بنده انتخاب شدم و قرار بود ما دو نفر با هم بنشینیم و موضوع و دستور جلسات را تنظیم کنیم، با این حال دیگر ادامه پیدا نکرد.

چرا دیگر این جلسات ادامه پیدا نکرد؟

خیلی تمایلی دیده نشد. در هر صورت آیت‌الله هاشمی تا آخر هم که در جامعه روحانیت مبارز بودند، با دوستان مجمع ارتباط داشتند؛ در مجلس یا خارج از مجلس با ایشان ارتباط تنگاتنگی داشتیم و از مشورت و همفکری ایشان کاملا استفاده می‌شد.

اواخر دولت دوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، حملات متعددی از سوی جریان چپ آن زمان به ایشان صورت می‌گرفت. بعدها برخی اصلاح‌طلبان یا جریان چپ آن زمان هم اذعان کردند که در مورد آقای هاشمی بی‌رحمانه قضاوت شد یا شاید هجمه‌ها علیه ایشان خیلی زیاد بود. در آن بازه زمانی، مجمع روحانیون مبارز، ارتباطش با آقای هاشمی که به عنوان نمادی از جریان راست شناخته می‌شد، چگونه بود؟

آیت‌الله هاشمی هیچ‌وقت نماد راست تلقی نمی‌شد. اگر همان زمان را هم در نظر بگیرید، یک بار آیت‌الله هاشمی برای سخنرانی به قم رفته بود که جریان راست تند قم برای ایشان مشکل ایجاد کردند، دقیق خاطرم نیست اما فکر می‌کنم سخنرانی ایشان اصلا برگزار نشد یا برای مثال زمانی که ایشان خطبه‌های عدالت اجتماعی می‌خواندند یا در خطیب نماز جمعه بودند، بعضی از این جریانات تند راست علیه ایشان موضع تندی داشتند حتی آقای هاشمی را به اندیشه‌های مارکسیستی و کمونیستی متهم می‌کردند

خب آن موقع زمان جنگ بود و ایشان از سیاست کنترل اقتصاد یا توزیع اجناس به‌صورت سهمیه‌بندی کوپنی دفاع می‌کردند. لازمه اداره کشور در زمان جنگ و کمبودها این بود. زمانی که ایشان از سیاست‌های اقتصادی کنترل‌شده دفاع می‌کرد با هجمه‌هایی از سوی جریان راست هم مواجه شد، در مسائل سیاسی هم همین‌طور بود. ولی با وجود تفاوت دیدگاه به هر حال عضو جامعه روحانیت مبارز بودند.

در نیمه دوم دولت دوم، سیاست‌های اقتصادی‌ آقای هاشمی بیش از آنکه از طرف جریان چپ مورد نقد باشد، از طرف جریان راست نقد می‌شد. البته هجمه‌ها و انتقادات شدید که در مورد جریان چپ گفتید به صورت یکپارچه و یکدست اتفاق نیفتاد. طیفی از جریان تند چپ با آیت‌الله هاشمی زاویه داشتند، زاویه‌شان هم بعضا بیشتر در مورد مسائل سیاسی بود. این طیف معتقد بودند باید به آزادی‌های سیاسی یا به توسعه سیاسی توجه بیشتری شود. البته نقد در حوزه سیاسی تنها مختص به جریان تند چپ آن زمان نبود بلکه اغلب معتقد بودند که بیش از حد تمرکز روی مسائل اقتصادی و توسعه اقتصادی است و در نتیجه توسعه سیاسی تحت‌الشعاع قرار گرفته است. این جریان معتقد بود که توسعه متوازن کشور و حتی توسعه اقتصادی، بدون توسعه سیاسی ابتر خواهد بود.

بعد از استعفای آقای خاتمی از وزارت ارشاد به دلیل فشارهای موجود، ارتباط مجمع با آقای هاشمی کمرنگ‌تر شد؟

همانطور که عرض کردم، کل جریان چپ دیدگاه‌های تندی نسبت به سیاست‌های ایشان نداشتند و به نظر من انتقاد از آیت‌الله هاشمی در زمان دولت دوم چندان از جایگاه و موضع سیاسی جریانات شکل نمی‌گرفت. به تعبیری دیگر اینگونه نبود که جریان فکری راست یا جریان فکری چپ بطور منسجم به جمع‌بندی رسیده باشند که به آقای هاشمی انتقاد کنند یا انتقادها از یک نوع باشد. مثل همین الان که گاهی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت آقای روحانی انتقادهایی مطرح می‌شود. این ذات و طبع اداره قوه مجریه است. بالاخره رییس‌جمهور در قوه مجریه و امور اجرایی بیش از هر چیز دیده می‌شود، در حالی که واقعیت این است که حوزه اختیارات و مداخلات رییس‌جمهوری و قوه مجریه، آنطوری که تصور می‌شود، نیست. ما عوامل زیاد داریم که خارج از قوه مجریه یا اختیارات را محدود می‌کنند، یا مانع ایجاد می‌کنند؛ چه در مسائل سیاسی و چه در مسائل اقتصادی. به تعبیر دیگر اینطور نیست که روسای جمهور اختیار مطلق داشته باشند. به هر حال گرچه ما در کشور استقلال قوا داریم اما نهادهایی وجود دارد که چه به صورت قانونی و بعضا فراقانونی دخالت‌هایی دارند و برای دولت‌ها محدودیت ایجاد می‌کنند. به نظر من بخشی از انتقاداتی که نسبت به آیت‌الله هاشمی در آن زمان مطرح می‌شد، از این جنس بود و طبعا طیف‌هایی هم در جریان اصلاح‌طلب بودند که نظرات خاصی مثلا در حوزه آزادی‌ها توسعه سیاسی داشتند.

مجمع روحانیون به این طیفی که از آن صحبت کردید نزدیک‌تر بود یا آیت‌الله هاشمی؟

مجمع روحانیون از ابتدا نسبت به آیت‌الله هاشمی تقارب فکری بیشتری داشت؛ البته به این معنا نیست که در همه جا وحدت نظر داشت؛ نه، اختلاف نظرهایی هم وجود داشت که در آن موقع بعضی از این انتقادات در روزنامه سلام منعکس می‌شد، گرچه روزنامه سلام ارگان رسمی مجمع روحانیون مبارز نبود، ولی چون آیت‌الله خوئینی‌ها آن را اداره می‌کردند، به نوعی نزدیک به مواضع مجمع محسوب می‌شد. در آن زمان انتقاداتی در مورد نحوه اداره و مدیریت کشور یا حتی در مورد مسائل اقتصادی وجود داشت اما مجمع به دیدگاه آیت‌الله هاشمی نزدیک بود، به همین سبب ما هم در دور اول ریاست‌جمهوری ایشان با اینکه عضو جامعه روحانیت مبارز بودند، رسما از آیت‌الله هاشمی حمایت کردیم. در دور دوم، مجمع به عنوان تشکل تصمیم گرفت که از کسی حمایت نکند، ولی اعضا را آزاد گذاشتند که اگر خواستند از کسی حمایت کنند. آن زمان ١٠ نفر از شورای مرکزی مجمع با صدور بیانیه‌ای و با ذکر نام از کاندیداتوری آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی مجددا حمایت کردند که بنده یکی از همان ١٠ نفر بودم. بنابراین در همان زمان هم این تقارب فکری وجود داشت، به همین جهت ما در مجمع از ایشان حمایت کردیم.

استعفای آقای خاتمی در دولت ایشان، این ارتباط را به سمت دورشدن و فاصله‌گرفتن و انتقادات بیشتر پیش نبرد؟

نه، عوامل بیرونی در دولت فشارها و محدودیت‌هایی ایجاد می‌کنند. خود آقای هاشمی به هیچ‌وجه نظرشان بر تغییر آقای خاتمی نبود، ولی مجموعه فضای تندی که جریان رادیکال اصولگرا به تعبیر امروز و آن موقع جریان راست راه انداخته بودند، باعث این اتفاق شد. جریان راست آقای خاتمی را متهم می‌کردند که در وزارت ارشاد سیاست‌های باز فرهنگی پیاده می‌کند. از قم و جاهای دیگر فشارهایی وارد کردند که خود آقای خاتمی احساس کرد استعفایش به دولت و شخص آقای هاشمی کمک می‌کند. وزارت ارشاد همیشه کانون فشار جریاناتی بر دولت بوده؛ زمان آقای مهاجرانی همین مساله اتفاق افتاد، زمان آقای جنتی، در دوره روحانی با اینکه اتفاق خاصی رخ نداده بود باز هم این فشارها وجود داشت. به هر حال این تصویر یا تصور شکل گرفته که کلید حل همه معضلات فرهنگی کشور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است بنابراین اگر ناهنجاری مثلا در حوزه مسائل دینی، ارزشی یا حجاب و امثال اینها می‌بینند یا نقدی در حوزه سینما دارند؛ مسبب همه را سیاست‌ها یا مدیریت وزارت ارشاد می‌دانند، در حالی که واقعیت این است که درصد کمی از امور فرهنگی کشور در حوزه وزارت ارشاد تدبیر می‌شود و اختیارش در دست وزیر ارشاد است. ما صدها دستگاه فرهنگی موثر در کشور داریم؛ چه دستگاه‌های مسوول، چه دستگاه‌های غیرمسوول. خب بالاخره تریبون‌های نماز جمعه، تریبون‌های فرهنگ‌ساز هستند. صدا و سیما و همین‌طور هیات‌های مذهبی و… حتی حوزه‌های علمیه، مراکز فرهنگی محسوب می‌شوند که بودجه‌های مشخصی دارند. سرجمع بودجه وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ، با مجموعه بودجه‌هایی که الان در حوزه فرهنگ توسط دیگران هزینه می‌شود؛ از صدا و سیما گرفته تا نهادهایی مثل سپاه، بسیج؛ ارگان‌های رسانه‌ای آنها و مراکز فرهنگی مستقیم وغیرمستقیمی که دارند، حوزه‌ها و ائمه جمعه و دیگران قابل مقایسه نیست. ولی راحت‌ترین کار همیشه این بوده که اگر قرار است سوالی پرسیده شود مجلس همیشه سراغ وزیر ارشاد برود چون ما وزیر ائمه جمعه نداریم، وزیر رادیو و تلویزیون نداریم، رییس سازمان صدا و سیما قابل استیضاح در مجلس نیست. به همین سبب در همه دولت‌ها فشارهای مربوط به مسائل فرهنگی متوجه دولت و شخص وزیر ارشاد می‌شود.

یعنی آن موقع هم این نگاهی که می‌فرمایید درمجمع نسبت به این اتفاقات وجود داشته است؟

بله، مجمع روحانیون مبارز در این حوزه اشکالی را متوجه دولت آقای هاشمی نمی‌دانست. آن موقع هم نظرمان این بود، الان هم نظرمان این است که در حوزه فرهنگ، مجموعه نظام مسوول است و باید پاسخگو باشد، نه یک وزارتخانه. به هر حال ما در همان زمان هم در مسائل کلان اداره کشور نزدیکی فکری و اندیشه‌ای با آقای هاشمی داشتیم.

می‌توان از این تعبیر استفاده کرد که ارتباطی که مجمع با آقای هاشمی داشته امروز اصلاح‌طلبان با روحانی دارند؟

بله؛ البته کمی تفاوت دارد آقای روحانی، رسما کاندیدای جریان اصلاح‌طلب در برابر اصولگرایان تلقی شد. آن موقع اینطوری نبود، ولی می‌شود تشبیه کرد و شبیه به همین وضعیت بود. البته نه طیف تندروی اصلاح‌طلبان. در آن زمان افرادی که نمی‌شود طیف هم به آن گفت؛ شاید اشخاصی از اصلاح‌طلبان یا مدعیان اصلاح‌طلبی نسبت به آقای هاشمی خیلی تندروی کردند و به نظر من بی‌انصافی شد؛ بعضی از تعابیر، اصلا تعابیر زیبنده‌ای نبود و جریان مقابل و رقیب که از جریان اصولگرا بود، همین‌ها را بزرگنمایی کرد و از این قضایا سوءاستفاده شد. مثلا فرض کنید همین آقای گنجی؛ آقای گنجی عضو هیچ یک از این تشکل‌های رسمی اصلاح‌طلب نبود.

هیچ مخالفت و کنشی از سوی چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب با این برخوردها اتفاق افتاد؟

بله؛ تشکل‌های رسمی اصلاح‌طلب مثل مجمع روحانیون مبارز، احزابی مثل حزب کار، خانه کارگر، حتی مشارکت که آن زمان تازه شکل گرفته بود؛ انتقاداتی داشتند که در جریان انتخابات دوره ششم مجلس و امثال اینها مطرح کردند اما هرگز به صورت سازماندهی شده این اتفاق نیفتاد. عناصری در درون جریان اصلاح‌طلب، خب انتقاداتی به آقای هاشمی داشتند، بعضی از انتقادات هم وارد بود، ولی سرجمع می‌شود گفت اشتراکات فکری‌شان بیشتر از موارد اختلافی بود.

آیت‌الله هاشمی دوره طولانی در مجمع تشخیص مصلحت حضور داشتند. آیا در دوره‌ای چالشی در مجمع وجود داشت که ریاست مجمع تلاش کند تا آن را مدیریت کرده و سنگی بود که قرار باشد از راه برداشته شود؟

در مجمع تشخیص مصلحت نقش آیت‌الله هاشمی در شکل‌گیری و تاسیس بسیار مهم بود. گرچه این اقدام از ابتکارات حضرت امام بود ولی پیشینه قضیه به بن‌بستی برمی‌گردد که در روند قانونگذاری کشور ایجاد شده بود. آیت‌الله هاشمی رییس مجلس بودند. مجلس در موضوعات مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مصوباتی را وضع می‌کرد که به ضرورت باید انجام می‌شد و از مصالح کشور بود. شورای نگهبان با نگاه به احکام اولیه اسلام آن را رد می‌کرد. آیت‌الله هاشمی نامه نوشتند و یک بار در حضور امام به تفصیل در مورد مشکلی که در روند قانونگذاری کشور به وجود می‌آید، صحبت کردند. حضرت امام تلاش کردند که این مساله را از طریق شورای نگهبان حل کنند. به شورای نگهبان توصیه کردند که احکام ثانویه را هم در نظر بگیرند. نگاه امام به مسائل شرعی خشک نبود بلکه با عنصر زمان و مکان در اجتهاد فقه پویا و منعطف همراه بود. امام راه برون‌رفت را مدنظر داشتند. با این‌حال توصیه‌های امام به شورای نگهبان خیلی موثر واقع نشد و مشکل همچنان وجود داشت. امام راهکار دیگری با مشورت آیت‌الله هاشمی در پیش گرفتند، راهکار این بود که اگر دو سوم نمایندگان مجلس تشخیص ضرورت و مصلحت دادند، شورای نگهبان دیگر طرح را رد نکند. این قضیه هم به خوبی پیش نرفت. به تعبیر امام قضیه کم‌کم به سمتی رفته بود که فقه و نظام اسلامی متهم به ناکامی در حل مشکلات می‌شد. لذا امام پیشنهاد مجمع تشخیص مصلح نظام را پذیرفتند. این مجمع بعدا در بازنگری قانون اساسی وارد قانون و به یک نهاد رسمی در فرآیند تصمیم‌سازی نظام تبدیل شد. لذا نقش آیت‌الله هاشمی نسبت به مجمع تشخیص نقش موسس بوده است. در دوره قبل، ریاست مجمع با آیت‌الله خامنه‌ای بود چون آن زمان رییس‌جمهور بودند. قانون اساسی که رسما تصویب شد از ابتدا آقای هاشمی رییس بودند و تا آخر عمر شریف‌شان این ریاست ادامه پیدا کرد. در موضوعات مهم ایشان نقش داشتند. البته ذاتا موضوعاتی که به مجمع ارجاع داده می‌شود موضوعات چالش‌بر‌انگیز سیاسی نیست بلکه موضوعات قانونی و حقوقی است. لذا از آن نوع چالش‌ها کمتر داشتیم. نقش آیت‌الله هاشمی در مدیریت مجمع نقشی کلیدی بوده که این نهاد را به نهادی بن‌بست‌شکن تبدیل کرده است.

ماجراهای چالشی در دوران ریاست ایشان را به خاطر دارید؟

برای مثال مساله حقوق زنان. ١٣ تا ١۴ شرط در دفترچه‌های عقد به عنوان شرایط ضمن عقد اضافه شد. شورای نگهبان برخی از شرایط را خلاف شرع تشخیص داده بود. این مساله در مجلس تشخیص مصلحت مطرح شد. مثلا اینکه اگر همسر معتاد باشد یا بیماری خطرناک، مسری و صعب‌العلاج داشته باشد یا خلاف شؤون همسرداری اقداماتی انجام دهد حق طلاق به زن داده شود. اینها نگاه نویی به فقه می‌طلبد. آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در مقام یک فقیه نواندیش ظاهر می‌شد و چون ریاست مجمع را هم به عهده داشت بالاخره بحث را با شیوه خاص خود به سمتی می‌بردند که بهترین تصمیم گرفته شود. در همین موضوع مجمع رای مثبت داد و یک قانون مترقی در حقوق زنان تصویب شد.

این اواخر بحث رجل سیاسی مطرح شد. آقای هاشمی صحبتی داشتند که این رجل سیاسی الزاما به مردان اشاره ندارد. در مجمع هم حرف و‌بحثی در این مورد مطرح شد؟

ایشان به دنبال این بودند که قانونی در این رابطه وضع شود و اگر ایرادی گرفته شد به مجمع بیاید اما متاسفانه نشد. در جریان انتخابات مجلس مساله نظارت استصوابی شورای نگهبان مطرح و مصوب شد که این شورا باید به صورت مکتوب دلایل رد صلاحیت شدن فرد را اعلام کند. یا در تبلیغات قانون دیگری داشتیم که اگر کسی در صداو سیما مورد توهین قرار گرفت، صدا و سیما موظف است در همان برنامه و به همان مدت زمان، به فردی که مورد تخریب قرار گرفته فرصت پاسخگویی دهد تا مساله جبران شود. البته الان صداو سیما به این مساله عمل نمی‌کند. آیت‌الله هاشمی از این قوانین به‌شدت در مجمع دفاع کردند. مشابه آن تا مجلس سوم یا اواخر مجلس دوم بود. گاهی در نطق‌های قبل از دستور نمایندگان علیه فردی که در مجلس نبود اعم از اینکه مقام دولتی بوده یا نبوده اتهاماتی مطرح می‌کردند. حضرت امام هشدار می‌دادند که این کار عادلانه نیست. ضمن اینکه آزادی بیان وجود دارد نباید به تضعیف حقوق دیگران بینجامد. لذا امام دستور دادند که مساله را حل کنیم. امام پیام دادند که اگر کسی از تریبون مجلس مورد هتک حرمت قرار گرفت باید مجلس امکان پاسخگویی را فراهم کند. ما این را در آیین‌نامه مجلس اضافه کردیم. بنا شد فرد حرف‌هایش را مکتوب بنویسد و رییس مجلس موظف است آن را از تریبون مجلس قرائت کند. آیت‌الله هاشمی مشابه آن را نسبت به صداوسیما در پیش گرفتند که تبدیل به قانون شد.

خاطرتان هست تصویب این قانون مربوط به چه سالی است؟

الان در ذهنم نیست اما جزو مصوبات مجمع است.

بعد از سال ٨٨ است؟

یادم نیست. موضوعات فراوانی از این دست بوده است. مثلا موضوعی که نقش آیت‌الله هاشمی در حل آن کلیدی بود، اشکالاتی بود که شورای نگهبان در لوایح بودجه و تعاملات بین‌المللی در مجلس مطرح می‌کرد. بر سر راه تمام موافقتنامه‌ها و کنوانسیون‌هایی که جمهوری اسلامی در آن عضو می‌شود یا مسائل قضایی از جمله استرداد مجرمین یا استفاده از تسهیلات خارجی در قالب فاینانس مشکلاتی وجود داشت. شورای نگهبان موضوع اعتبارات، وام و سرمایه‌گذاری‌های خارجی را که در لوایح بودجه و برنامه‌های توسعه مطرح بود با احکام شرع بررسی می‌کرد. آنها می‌گفتند این کشورها غیر اسلامی هستند بنابراین نمی‌توان با آنها ارتباطاتی از این دست داشت. وقتی که در مجلس اجازه داده می‌شود یا تکلیف می‌شود که دولت از اعتبارات خارجی استفاده کند عمدتا شورای نگهبان مخالفت می‌کرد چرا که فقها بر این باور بودند چون نظام بانکداری غرب ربوی است این ارتباط اقتصادی هم خلاف شرع است. در موضوعات قضایی استدلال شورای نگهبان این بود که نظام قضایی آنها منطبق با قوانین شرع نیست و وقتی پیمان قضایی همکاری با آنها منعقد می‌شود در برخی موارد که احکام آنها خلاف شرع است، به مشکل بر می‌خوریم. استرداد مجرمین هم شامل همین موضوع می‌شد. این از جمله موضوعات چالش برانگیز بود. تعداد زیادی از اختلافات مجلس و شورای نگهبان که به مجمع می‌آمد، از این قبیل بود. آیت‌الله هاشمی خیلی قاطع ایستاد و اکثریت اعضای مجمع هم با آیت‌الله هم نظر بودند و سبب شد که این موارد به راحتی تصویب شود. نگذاشتند بن بستی در روابط بین‌الملل چه قضایی و چه اقتصادی و سیاسی به وجود بیاید.

بعد از سال ٨٨ و ٨٩ که نگاه به آقای هاشمی تغییر کرد و دوباره حملات و هجمه‌ها به ایشان زیاد شد، در مجمع هم نگاه به مدیریت آیت‌الله تغییر کرد؟

نگاه‌ها تغییر کرده بود اما بیشتر جلوه‌های آن در عرصه سیاسی و بیرونی مجمع بود. یادمان نرفته است که چه توهین‌هایی که به آیت‌الله هاشمی نشد. عده‌ای با نهایت بی‌انصافی با آیت‌الله هاشمی برخورد کردند و علیه ایشان شعارهای تندی دادند. پلاکاردهای زننده علیه ایشان به دست گرفتند. در ٢٢ بهمن و تجمعات شهرستانی و استانی تحت عنوان بصیرت‌افزایی نهایت بی‌انصافی در مورد آیت‌الله هاشمی صورت گرفت. خیلی هم منحصر به سال ٨٨ نیست. جریانی که علیه آیت‌الله هاشمی قد علم کرد و با شکستن مرزهای اخلاق و انصاف و عدالت ایشان را کوبید به انتخابات سال ٨۴ برمی‌گردد.

فضای علیه آیت‌الله هاشمی در مجمع هم نمود و جلوه‌ای پیدا کرد؟

یادمان نرفته که در انتخابات سال ٨۴ چه تخریب گسترده‌ای به ایشان، هم از ناحیه احمدی‌نژاد و باند او و هم از ناحیه برخی نهادهای رسمی حکومتی صورت گرفت. میلیون‌ها سی‌دی از زندگی افسانه‌ای و تجملاتی‌اش پخش کردند که اساسا بسیاری از آنها واقعیت نداشت. بعدها معلوم شد که این مسائل نشانه‌ای از کینه‌ها و تنگ نظری‌های دشمنان انقلاب بوده است. منحصر کردن هجمه به آیت‌الله هاشمی به قضایای سال ٨٨ درست نیست. به نظر من سال ٨٨ ثمره تلخ برخی از همین اقدامات ساختارشکن و غیراخلاقی بود که از سال ٨۴ شروع شد. البته در مجمع خیلی شاهد این موضوع نبودیم به این علت که مجمع اساسا جایگاهی متفاوت دارد. مباحث مجمع یا مواردی اختلافی است که از مجلس وشورای نگهبان می‌آید. مسائل بیشتر حقوقی است تا سیاسی. سیاست‌های کلی نظام هم که از وظایف مجمع است فراتر از موضوعات روزمره و سیاسی است. در مجمع بحث‌های کارشناسانه صورت می‌گیرد که سیاسی نیست. جلسات مجمع چندان باز و رسانه‌ای نیست. از این جهت در مباحث مجمع خیلی کم شاهد بروز تنش‌های سیاسی یا جبهه‌گیری سیاسی بوده‌ایم. البته در بحث‌های کارشناسی بحث‌های جدی صورت می‌گیرد. ممکن است یک جریان فکری در مباحثی نظری داشته باشد. من همیشه گفته‌ام که‌ای کاش این سبک تعامل بین افراد در مجمع در سایر نهادها هم شکل می‌گرفت. افراد با تفکرات مختلفی در مجمع حضور داشتند. ما در مباحث مجمع جبهه‌گیری سیاسی جناحی نداشته و نداریم. خیلی این مساله اتفاق افتاده که در مباحث تخصصی افراد جناح‌های مختلف با هم همراه می‌شوند. مثلا آقایان ناطق نوری، باهنر یا مرتضی نبوی با آقای عارف یا بنده که قبلا با آقای مهندس موسوی هم نظر بودیم. مجمع اساسا محل بحث‌های تخصصی فراجناحی است. حتی در اوج مسائل ٨٨ ما در مجمع موردی نداشتیم که اختلافات بروز عملی در کار مجمع داشته باشد. البته در مسائلی به عنوان نطق قبل از دستور تحلیل‌هایی ارایه می‌شود که اعضا نظری داشتند و با هم مخالف بودند. همین مباحث در حوزه بیان نظر بوده است؛ نه در حد تصمیم‌گیری. با وجود تکثر شدید فکری و سیاسی و با حضور افراد برجسته جریانات سیاسی در آنجا، خروجی مباحث خیلی عقلانی، پیشرو و روشنفکرانه است. این هنر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی بوده است.

الان احساس خلأیی در نبود آیت‌الله هاشمی درمجمع وجود دارد؟

بالاخره آیت‌الله هاشمی شخصیت ممتازی در انقلاب ما بوده است. نفر دوم انقلاب و در برخی شرایط نفر اول هم بوده است. چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن اینطور بودند. در زمان جنگ درست است که فرمانده کل قوا بود اما او تصمیم‌گیر اول در مباحث جنگ محسوب می‌شد و تا آخر هم او با شجاعت تاریخی خود و فداکاری به امام پیشنهاد پذیرش قطعنامه داد. ایشان پیشنهاد داد که جنگ پایان یابد و حتی او را محاکمه و اعدام کنند. همه روسای مجلس، محترم هستند اما همه می‌دانند آیت‌الله هاشمی در مجلس فراتر از رییس اثر گذار بود. نطق، حرف و مدیریت ایشان اثر داشت. آیت‌الله هاشمی در مجلس اول ریل‌گذاری کردند. هرکجا که تغییراتی در این ریل‌گذاری اتفاق افتاد، اختلال به وجود آمد. لذا آیت‌الله هاشمی به لحاظ اشراف، سعه صدر و شیوه مدیریتش برجسته بود. در طول مدت بیست و چند سال ریاست آیت‌الله هاشمی بر مجمع شاهد فراز و فرودهایی بوده‌ایم اما حدود ٩٠ مورد اختلافی بین مجلس و شورای نگهبان داشتیم که ٧٠ مورد آن مجمع بین مجلس و شورای نگهبان داوری نهایی کرده است. مجمع سخنی فصل الخطابی داشته است. بررسی اکثر آنها نشان می‌دهد که برخی بسیار هم دشوار بوده و اختلاف معناداری بین شورای نگهبان و مجلس وجود داشته است اما آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و همراهی خوب اعضای مجمع مساله را فیصله می‌داد. نزدیک به ١٠ مورد حل معضل در مجمع داشتیم. معضل وقتی پیش می‌آید که مساله‌ای طبق قانون اساسی قابل حل نباشد و رهبری مساله را به عنوان معضل به مجمع ارجاع دهد. در این موارد مجمع ورود کرده و مشکل را حل می‌کند.

به این معضلات اشاره می‌کنید؟

مثلا قانون مواد مخدر بود.

در بحث اعدام‌های مربوط به مواد مخدر هم ورود کردید؟

در مواردی که مجمع تشخیص به عنوان معضل تصویب می‌کند، اصلاح قوانین هم باید به مجمع بیاید. از این رهگذر تا به حال مجمع ٣٠ تا ۴٠ مصوبه داشته است که ١٠ تای آن اصلی بوده و بقیه اصلاح قوانین موضعی. در مورد مواد مخدر با کسب اجازه‌ای که از رهبری شد، مجمع تشخیص مساله اصلاح قانون را به خود مجلس واگذار کرد که هنوز به نهایت نرسیده است. اگر مجلس تصمیمی می‌گرفت که شورای نگهبان دارای ایراد می‌دانست، به مجمع می‌آمد. همچنین قانون تعزیرات حکومتی نیز یکی از این موارد بود. در مقطعی گران فروشی و احتکار به خصوص زمان جنگ وجود داشت. مردم در تنگنا قرار گرفته بودند. اگر می‌خواستند تمام تخلفات صنفی را بررسی کنند، فرآیند رسیدگی‌ها و دادرسی طولانی و اداره کشور با بن‌بست مواجه می‌شد. مجموعه عناوین سیاست‌های کلی که کارکرد اصلی مجمع است و خیلی هم مهم است. تا پایان سال ٩۵ جمعا ٣۴ عنوان سیاستگذاری کلی شده که هر یک از این عناوین مواد مختلفی داشته که بیش از هزار بند است. این سیاست‌های کلی در حوزه‌های مهم راهبردی کشور انجام شده است. یکی از اینها در سند چشم‌انداز خیلی مهم بود. اگر چه با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد همزمان شد. به تعبیر من پرچم برافراشته‌ای که می‌توانست جهت کلی اهداف نظام را مشخص کند، در دولت آقای احمدی‌نژاد نیمه افراشته و فراموش و حتی مغایر آن عملی شد. طی این سند قرار بود ایران در افق ٢٠ ساله قدرت اول اقتصادی، علمی و فناوری منطقه باشد. با رشد اقتصادی ٨ درصد که زمان آقای خاتمی پیش‌نویس سند تهیه شد، ما حرکت خوبی در این جهت شروع کردیم اما متاسفانه در دولت آقای احمدی‌نژاد شاخص‌ها متوقف شده و حرکت معکوسی را آغاز کرد. امروز در اجرای سند چشم‌انداز با مشکلات زیادی مواجه هستیم اما بالاخره سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و مجموعه عناوین سیاست‌هایی که مجمع تصویب کرده و سیاست‌های کلی محیط‌زیستی سیاست‌های پیش‌رویی بودند. مطابق با پیشرفته‌ترین اسناد و سیاست‌ها است. این جزو آخرین سیاست‌هایی است که به دولت ابلاغ شد. سیاست‌های کلی اشتغال، سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مسکن و اصل ۴۴ که بسیار کار دشواری در روند اقتصادی کشور بود. اگر به درستی اجرا شود برون رفت از بن بست اقتصادی ممکن خواهد بود. مجمع تشخیص سیاست‌های کلی برنامه‌های توسعه و اقتصاد مقاومتی، آموزش عالی، علم و فناوری، امنیت قضایی و چیزهایی از این دست داشته است. مجمع در سه حوزه کارکردی خود در تبیین سیاست‌های کلی، حل مشکلات مجلس و شورای نگهبان و حل معضلات در این دوره مدیریت آیت‌الله هاشمی بسیار موفق و کارساز و متین ظاهر شد. اگر کس دیگری غیر از آیت‌الله هاشمی رییس بود که مورد هتک حرمت جریانات مختلف قرار داشت، می‌توانست منشأ تنش‌های بزرگی برای کشور و کارکرد مجمع تشخیص باشد.

در واقع سیاسی نشدن مدیریت در فضای مباحث تخصصی مجمع را نکته مدیریتی ایشان می‌دانید؟

بله، آیت‌الله هاشمی صبوری عجیبی داشت. من ٣٨ سال با ایشان سابقه همکاری در مقاطع مختلف داشتم. حقیقتا هر چه زمان گذشت من به ابعاد جدیدی از شخصیت ایشان پی بردم و کلیدی‌ترین آن چند محور بود که شاکله شخصیت او را تشکیل می‌داد. یکی صبر و بردباری ایشان بود. من یک هزارم ایشان نمی‌توانستم در مقابل موضوعات صبر و تحمل کنم. چشم در چشم کسی که بدترین جفاها را به او کرده می‌نشست و ابدا به روی خود نمی‌آورد. ذره‌ای در صحبت کردن و قوت دادن به اعضای مجمع تردیدی نداشت. این از ویژگی‌های منحصر به فرد او بود. ایشان صبوری در بحث‌های خود مجمع هم داشت. به هر حال بزرگان نظام در مجمع هستند و صاحبان اندیشه هستند اما مدیریت کردن بحث‌ها به‌طوری‌که در خروجی بحث‌ها در همه موارد با اکثریت قاطع باشد و رای مناسبی از مجمع بیرون بیاید، خیلی مهم است. سیاست‌های کلی نظام را ببینید. جالب است بیش از ٩٠ درصد اینها که به عنوان مشورت خدمت رهبری رفته و عینا تایید شده است. این نشان می‌دهد که نهایت هوشمندی و حوصله در تصویب این سیاست‌ها به کار رفته است. آیت‌الله هاشمی گاهی موضوعی که نیم ساعت وقت لازم داشت سه تا چهار ساعت وقت می‌گذاشتند. من هیچ کجا به یاد نمی‌آورم ایشان جلوی بحثی را گرفته باشد. کسی نمی‌تواند ادعا کند در مجمع نظری داشته و نتوانسته بیان کند. خصوصیت دیگر ایشان دلسوزی فوق‌العاده‌اش برای کل نظام و آینده کشور بود. واقعا آیت‌الله هاشمی عاشق پیشرفت کشور بود. در بین روحانیون دید توسعه‌ای قوی داشت. او توسعه‌گرا بود و افق‌های دور دست را می‌دید. برای رسیدن به آن عشق می‌ورزید. ایشان در محدوده‌های تنگ و تاریک نگاه بسته ارتجاعی و تصلبی محصور نشد. نگاه‌های بن‌بست‌شکن داشت که به خصوص در تعامل با دنیا نظر بسیا بازی داشتند. گذشت و فداکاری‌اش زیاد بود. بالاخره صبر و تحمل افراد حدی دارد.

گویی انقلاب را بیشتر از خانواده‌شان دوست داشتند. این‌ مساله را در ده‌ها مورد اثبات کردند. ایشان انقلاب را از خودشان و خانواده‌اش بیشتر دوست داشتند و همه‌چیز را برای انقلاب و مردم فدا کردند. خوشبختانه مردم هم قدرشناس بودند. روش مدیریتی آیت‌الله هاشمی و همدلی و همراهی‌ای که اعضای مجمع با هم دارند، یک روندی را شکل داده که احساس خلأ جدی نمی‌کنیم و این روش نهادینه شده است.

مرجان زهرانی/خبرنگار اعتماد

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تراپیکتراپیکتراپیکتراپیکطراحی سایتتراپیکتراپیک